297- توهم

جمعیتی گرد آمده اند . همهمه است . نمیدانم شادی میکنند یا معترضند . نمیدانم به چه نگاه میکنیم. صدای رگبار به گوش میرسد. محمود میگوید تیراندازی است و من خوشبینانه میگویم نه . آتش بزرگی در وسط جمعیت را نشان میدهم و فردی که با بیل اسفند بر آتش میریزد. میگویم صدای ترکیدن اسفند است . 

به انتهای خیابان نگاه میکنم . نه واقعا صدای تیراندازی است . کسی بر سکویی در بلندی ایستاده مسلسلی به دست دارد و بی محبا تیراندازی میکند . به زمین و آسمان . سر اسلحه را بی هدف میگرداند . همان که با بیل اسفند بر آتش میریخت به سمتش میرود و اعتراض میکند به این تیراندازی . میبینم تیری به ساق پایش شلیک میکند و او به روی زانوهایش خم میشود. با محمود و کیوان به داخل ساختمانی پناه میبریم . از پنجره نگاه میکنم جمعیت به سمت فرد تیرانداز هجوم آورده اند و به زمینش میزنند . فردی با قمه ای بزرگ از راه میرسد . مردم دست و پایش را و فرد قمه به دست مشغول بریدن گوش تیرانداز میشود. جوانکی با لبخند دستهای تیرانداز را نگه داشته است .تیرانداز میگرید و فریاد میکشد . دستم را بر چشمانم میگذرام تا این وحشی گری را نبینم . 

در همین حین در اتاق باز میشود و از خواب بیدار میشوم . دست و پاهایم سنگین است . خوشحالم که خواب است . امیدوارم دیگر از این صحنه ها حتی به خوابم هم نیاد . 

/ 10 نظر / 21 بازدید
ماشا

وِهْ ئَرْ مِنِ خلْ و چلْ دوئا سَرِمْ گم بی ئَه بی ئَه نومْجا سی چِلَ قَوَه وَرِمْ گم بی ئَه سلام گرامی دوست مهربان وبلاگ واتوره با ((چرچی چاره ستی)) به روز است و چشم به نگاه و نظر شما دارد.نقد دوستانه و نظر عالمانه چون توئی مرا چراغ راه و عصای دست خواهد بود. تو را من چشم در راهم.

باران

عجب خوابی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کلی ترسیریم. لااقل خواب خوب می دیدی و می نوشتی

زهرا

سلام عزيزم . با مدرسه كيوان چيكار كردي ثبت نام كردي ؟؟؟؟؟؟؟ من خيلي دودلم دولتي بنويسم يا غير دولتي ...

زهرا

آزاده جان من دلم ميخواد دولتي بنويسم ولي شرايطم جور نيست آخه تا 2 نيستم دولتي ها هم دوازده و ربع تعطيلن . غيردولتي به غير خودت به درد بخوراش هزينه شون بالاست حالا تورم رو هم حساب كن امسال چهار تومن سال ديگه پنج ت ومن و .... معمولا مدارس شهرك ها خوبن. ايشالله كه راضي باشي البته كيوان باهوشه به قول معروف از تو به يك اشاره از ما به سر دويدن ...

m.sadegh

خواب خوب دیدی هم تعریف کن[چشمک]

ماشا

سلام گرامی دوست مهربان... واتوره با(نگاه مار) به روز است و چشم به راهت.

قصه‌گوی تنهایی

مَن؟ همون که خوش بود یه‌وقتی‌ سر حالُ مثل ِ سنگِ سفت بود، می‌فهمی؟ همه‌چی‌ پیچید رو همین حساب روزهاش‌هم مثل ِ هم، حتی روز تحویل ِ سال

ماشا

نه مه زونم نه مه زونم نه مه زونم..... گه چته مه تو ئه گیونم نه مه زونم!!! سلام عزیز دوست داشتنی. واتوره با یک سپید و دو دو بیتی لکی به روز است و چشم به راه دیدار و محتاج نقد عالمانه و نظر موشکافانه ات. به دیدارم بیا.