300-هفتم

مژه های خیس مهدی ، گریه های مرتضی و حلقه ی اشک در چشمان دایی، لحظه ای از ذهنم بیرون نمیرود . یک هفته گذشته است یک هفته ی دردناک . گویی یک سال است در آغوش خاک آرام گرفته . زمان کند میگذرد . بغض گلویم را میفشارد . دلتنگش هستم .

/ 7 نظر / 27 بازدید
حسین

سلام ازاده خانم خدا رحمتشون کنه و خدا به شما و بازماندگان صبر بده -------------- خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید و تبادل لینک کنیم

مریم

عزیزم تسلیت میگم و فقط میتونم صبر براتون ارزو کنم

ماشا

سلام عزیزم....با تقدیرصبوری کن و آرامش ابدی برای او که سر در تیره تراب دارد. واتوره به روز است و منتظر نگاه ونظرت.

ماشا

سلام گرامی دوست مهربان... دیمه خاو دالی نویشتوبر مه یم! خوابی دیده ام در بیداری.کابوسی دیده ام به هوشیاری.شوئی گیر شب شده ام در روز روشن. واتوره با ((کابوس)) به روز است و چشم به راه نگاه و نظرت.

ماشا

بشتاب! اوقات عاشقی قضا می شود! سلام گرامی دوست مهربان.. واتوره با اوقات عاشقی به روز است و منتظر نقد و نظرت.

ماشا

لالائی تمام دایه های دنیا حریف بی خوابی ام نیست هرشب دستهایت را خواب می بینم! سلام گرامی دوست من. واتوره با ((نام تو)) شامل چند شعر سپید آزاد و دو بیتی لکی به روز است و منتظر نقد و نظرت.. خِرِّه پوقْ سِخُونْ وِژْمَه مشنوئِمْ